مرتضى مطهرى

705

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

آمده باشد ، پارچه هم به همان اندازه كه مردم احتياج دارند به وجود آمده باشد ، نه كمتر و نه بيشتر ، آنوقت شما مىبينيد كه از پارچه آن مقدار برابر با اين مقدار گندم است كه كارى كه در اين مصرف شده برابر با كارى است كه در آن مصرف شده است . اگر ده من گندم برابر است با يك متر پارچه ، علت اين است كه روى يك متر پارچه برابر ده من گندم كار شده . پس اصلًا قيمتها را كار انسان به وجود مىآورد . اينجاست كه قيمت واقعى داريم و قيمت غيرواقعى . قيمت واقعى يعنى همان مقدار كارى كه در شىء مصرف شده . فرض كنيد روى اين تسبيح ده ساعت كار شده ، اگر روى اين كتاب هم مجموعاً ده ساعت كار شده قيمت واقعى اينها برابر است . منتها عرضه و تقاضا نوسان دارد . كِى عرضه و تقاضا همان حقيقت را به ما نشان مىدهد ؟ زمانى كه كتاب به همان اندازه كه تقاضايش هست عرضه بشود ، تسبيح هم به همان اندازه كه تقاضايش هست عرضه بشود . در شرايط عرضه و تقاضاى مساوى كالاها ، اگر اين تسبيح ده ساعت كار برده ، هميشه كالايى در برابر او قرار مىگيرد كه ده ساعت كار برده است . بنابراين آنچه كه قيمت كالا را تعيين مىكند كار است . از اينجا ما مىتوانيم به اصل ديگرى پى ببريم : پس اگر در وقتى كه عرضه‌ها و تقاضاها برابر باشد اين تسبيح برابر با اين كتاب است ولى در زمانى كه عرضهء تسبيح بيشتر از عرضهء كتاب است دو تسبيح بايد داد و يك كتاب خريد ، ما بايد قبول كنيم كه به توليدكنندهء اين تسبيح ظلم شده ، يعنى او بيست ساعت كار را در مقابل ده ساعت كار داده است . منشأ اين ظلم هم اين است كه مبادله آزاد است و اين ظلمها در جامعه‌هايى كه جامعهء مبادله‌اى است و توليد روى حساب و نقشه نيست رخ مىدهد . قبلًا گفتيم خاصيت جامعهء سرمايه دارى آزادى است . وقتى كه آزادى هست هركسى مطابق آنچه كه دل خودش مىخواهد توليد مىكند ، حساب هم كه در دست نيست ، در يك سال يك جنس كم توليد مىشود ، يك جنس ديگر زياد توليد مىشود ، در سال ديگر آن جنسى كه سال گذشته زياد توليد شده بود كم توليد مىشود آن جنس ديگر زياد توليد مىشود . مثال زدم به پياز : يك سال شما مىبينيد پياز كم توليد مىشود ، قيمت آن به كيلويى ده تومان و پانزده تومان مىرسد . بعد كشاورزها مىگويند : عجب ! كسانى كه پارسال پياز كاشتند خيلى استفاده كردند امسال ما هم پياز بكاريم . حساب نمىكند كه فكرى كه او كرده ده هزار نفر ديگر هم همين فكر را كرده‌اند . همه پياز مىكارند . پيازها به يك قيمت نازلى فروش مىرود ، آن كيلويى پانزده تومان به كيلويى پانزده ريال مىرسد . اينجاست كه مىگويند اگر بنا بشود كه اين ظلم از بين برود بايد جامعهء سرمايه دارى كه خاصيتش آزادى توليد است از بين برود ، بايد مالكيت دسته جمعى و جامعهء سوسياليستى ايجاد شود كه اصلًا به كشاورز [ دستور مىدهند فلان بذر را اين مقدار به كار ، و دولت نوع و مقدار